X
تبلیغات
رایتل

یه دنیا حرف نگفته

حرفهای نگفته

سلااام.خوبین؟پس از چند روز وقفه!!بالاخره اومدم با دست پر 

و سرانجام پس از مدتی طولانی مامی در بامداد ۴شنبه نمیدونم چندم مرداد ماه در میان انبوه جمعیت مستقبلین به میهن بازگشت. 

خلاصه باکلی سلام صلوات آوردیمش خونه.دیگه خرحمالیای من که بماند با اینهمه مهمون و قوم و خویشی که داره و سر ما هوار شدن.بعدشم که رسیدیم به بحث شیرین شوغاتی و اهداء آن نمیدونین این قسمت ماجرا چقد هیجان انگیز بودکل خستگی ناشی از چندروز متوالی کار پی در پیو که از بین برد هیچی تازه کلی هم بر روحیات و انگیزه ما افزود.و اینگونه شد که ما خیلی احساس شادمانی و شعف کردیم...اما دست بر قضا امروزم کلی مهمون داریم.مامی پس از برگشتن هوس کرده دوستاشو دعوت کنه و باز هم حمالی و حمالی و حمالیبازم میام. 

نظرم که خودتون میدونین...

نوشته شده در شنبه 16 مرداد‌ماه سال 1389ساعت 12:13 ب.ظ توسط لیلی نظرات (1)


Design By : Pichak